تا ابد تا همیشه

صدای وز وز باد می آید و من می فهمم چه می گوید . افکارم را ، شک هایم را ، تردید هایم را برایم می گوید . امروز حال عجیبی داشتم . این جور مواقع زبانم می گیرد . هر وقت دیدید نگاهم رو به پایین است اما چشمانم از خانه شان خسته شده و می لرزد ، بدانید تردید دارم ، بدانید حرف ناگفته دارم .


رفت و مادر پیری را که چندمدت بود  کنار خودش نگاه می داشت ، آورد تا جمعمان جمع شود . مادر نابینا بود و باور نمی کردم اینقدر ریزنقش بتوان بود در عین زیبایی در روزگار سالخوردگی . دو دختر کوچک هم دیده می شدند . چقدر نازنین بودند . یک کدام از آن ها داشت نقاشی می کشید . نمی دانم از چه ، نمی دانم از که . مگر می شود کسی بتواند در این خانه ی دورنگ که نمی دانم جطور سراپا ایستاده است و چهار تکه دیوار که نفیس ترین اساس خانه به شمار می روند ، رنگ ها را آرزو کند و بر روی کاغذ بیاورد و مگر کاغذ این را قبول می کند ؟

سال ها پیش در آتش گرفتار شد و شوهرش هم اورا رها کرد . انگار کار شوهر ها فقط شده است رها کردن . سوختگی شدیدی دارد . گاهی برای کمک در کار خانه به پیش ما می آید . خانواده ام با او خیلی صمیمی شده اند . دوستش داریم و جرئی از اعضای خانواده محسوبش می کنیم . نامش آذر است و نام دو فرزندش اسما و نیایش . نام آن مادر پیر را که به تازگی نگهداریش را قبول کرده هنوز نمی دانم . دیدید چه اسامی زیبایی دارند ؟

دو گوهر کوچکش را برای بار اول که دیدم دلم غش رفت . جواهراتی درخشان به نظر می رسیدند که جهان انگار تاب زیبایی و معصومیتشان را ندارد . یکی هشت ساله و آن یکی چهار ساله . این به من تلنگر می زند . آدم ها فکر می کنند که انتخاب شده اند برای این جایی که هستند اما من اینطور فکر نمی کنم . تاس است . اری تاس است که جایگاهمان را مشخص کرده . در این سیستم پیچیده ، پدر و مادرت را خودت انتخاب نمی کنی ، زمان و مکان تولد هم که دست تو نیست ، در رفاه بودن و نبودن هم که نقشی در آن نداری . یک راهی را که آغازش را نمی دانی از چیست باید ادامه بدهی و پایان واضحی هم فعلا نمی بینی . می توانست نباشد ، می توانست زندگی هر کدام از ما این گونه نباشد و من این را می خواهم هر لحظه برای خود تکرار کنم ، تا ابد ، تا همیشه … .

1+

2 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. تاثیر گذار وعمیق …

    الان منزل نیستم
    به محض اینکه برسم به سرمنزل مقصود برات روایت مشابهی رو می‌نویسم که قطعا خوندنش خالی از لطف نیست …

    دلم نیومد صبر کنم تا برسم خونه
    همینجوری سرپایی وهول هولکی چند کلمه ای نوشتم

    این بهترین پستی بود که این مدت خوندم ❤❤✏

پاسخ دهید