شعر شب های من : زیاد در قلبم حرکت نکن

مدت ها بود هر وقت به کتاب شهر می رفتم ، به دسته بندی شعر ها که می رسیدم ، به کتاب هایی از تی اس الیوت ، ریچارد براتیگان ، نزار قبانی و …  بر می خوردم . هنوز هم برایم سوال است چطور می شود یک کتاب شعر را با حفظ معانی و مفهوم ها به زبان دیگری ترجمه کرد . یادم باشد به دنبال این قضیه بروم .

مجموعه شعر های شاملو که جلد اول از چهار جلد آثار او است را همراه با کتاب صد نامه عاشقانه نزار قبانی خریدم . یکی از شعرهایش به دلم نشست که در پایین آورده ام .

عشق قشنگ است و خالی از تظاهر ، اما قشنگ تر از آن ، این حسی است که بر کاغذ های مان جا می گذارد و خاکستری که از آن بر انگشت های مان می نشیند .

این نامه ها خاکستر آتش عشق من است … منتشرشان می کنم چون ایمان دارم عشق هنرمند ، خصوصی نیست ، عشقی جهانی است و نامه های یک شاعر به تمام زنان جهان .

چهره ات روی آیینه ی ساعتم حک شده

حفر شده روی عقربه های دقیقه شمار

ثانیه شمار

و هفته ها و ماه ها و سال ها

زمان ندارم

تو زمان منی

با تو جهانِ لحظه های کوچک پایان گرفته

چیزی برای من نمانده !

گلی نمانده برای مراقبت

کتابی برای خواندن در تنهایی

می ریزی توی چشم ها و ورق ها

توی دهان ها و واژه ها

روی سر و بالش

انگشت ها و سیگارم

معلوم است از اقامت گاه دائمی ات در من

دخالتت در حرکات دست هام ، مژه هام

افکارم شکایت نمی کنم

گندمزار از فراوانی خوشه ها شکایت نمی کند

درخت انجیر از جیرجیر گنجشک

و لیوان از لبریزی شراب

تمام آنچه می خواستم این است

بانوی من !

زیاد در قلبم حرکت نکن درد می کشم  !

1+

2 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. قسم به شعر بلیغ نزار قبانی
    به عطر روسری تو به سیب لبنانی
    کشیدن تو به یک شعر کار حافظ هاست
    گلم تو شاخ نباتی خودت نمی‌دانی

پاسخ دهید