واژه ها

واژه ها

تورا جستجو می کنم در اشیا ، به تو دست می کشم در ذهنم .

در دهلیز ها ، در بطن هایم هستی اما ، تو مگر چه را می جویی ؟


چقدر بعضی واژه ها را دوست دارم . طراوت ، دلربا ، نارنجی ، ریحان و … .

بر جوشش درونی ام می افزایند و آرامش کاذب را به شوق و هیجان تبدیل می کنند . این ها همان هایی هستند که به قبل و بعد احتیاج ندارند . به خودی خود چشمانم را جذب کرده ، ذهن را به وادی های دور می برند . و به راستی قلب را هم به تسخیر خود در می آورند .

این ها همان ها هستند که خالص اند ، کلید خانه ای در روح پاک تورا می جویند و از همه مهم تر تنها هستند .

وقتی زمین آجری به سرم می زند ، این ها مرا بلند می کنند . طراوت که می بینم عاشق می شوم . ریحان که می بینم عاشق می شوم . عشق را که می بینم عاشق می شوم .

چاه آب ، آری ، چاه آب خال سیاه کوچکی است بر پیشانی مادر بزرگمان ، زمین . خار گل ها ، همان دست محبت گیاه است و لبخند … ، لبخند یگانه بازمانده آمیزش خاک و آتش .


تعدادی واژه که بسیار گرامی شان می دارم را بر روی تکه کاغذی نوشته ام . آن را بر روی میزم چسبانده ام . چشمانم که به آن می افتد ، دستانم می لرزند ، نشاط می گیرند . نشاط را از درون کلمات می گیرند … .

1+

از چیزهای کوچک لذت ببر : باغچه فراموش شده (4)

از چیزهای کوچک لذت ببر : باغچه فراموش شده (4)

امروز بعد از سه چهار ساعت کار طاقت فرسا اما لذت بخش روی باغچه و … دلم نیومد چهارمین پست باغچه فراموش شده رو به بعدا موکول کنم .

ابتدا نگاهی به پست قبلی داشتم تا به یاد بیارم تا کجا برای شما تعریف کرده ام . تو این مدت خیلی اتفاقات افتاد برای باغچه ، که یکی به یکی ( یا شاید درهم ! ) براتون توضیح می دم … ادامه ی مطلب

2+

از چیزهای کوچک لذت ببر : باغچه فراموش شده 3

از چیزهای کوچک لذت ببر : باغچه فراموش شده 3

خب بالاخره وقت آپدیت خبرای باغچه عزیزمون رسید .

همین اول باید بگم وقتی اول تابستان تصمیم کردم از اول سر و سامونی به این باغچه بدم انتظار نداشتم حتما 100 درصد موفق بشم .

و حالا چندتایی مشکل پیش اومده اما امیدوارم بتونم حلش کنم .

ریحان تازه نفسم که امیدوارم خوب رشد کنه 🙂

ادامه ی مطلب

1+