قطعه ای نیایش

خانمی بود ( و البته الانم هست ! ) به خانه ما می آمد و در کارهای خانه به والدین کمک می کرد . روزی مادرم قطعه نوشته ای از او که مسیحی است گرفت که نوعی راز و نیاز محسوب می شود . متن قشنگی داشت با طولی به اندازه دو صفحه . چشمانم که به خط او افتاد ، کمی از خود رفتم و شرمنده شدم .

آنها به هیچ وجه وضعیت مادی خوبی ندارند و اما این دستخط فوق العاده چه  بود ؟! به سان برگ های دفترچه ای از عالم بالا …

یادم است سال اول دانشگاه را که در همدان سپری کردم ، این ورقه همدم و همراه من شده بود . گاهی در کنار تختم گوشه ای آویزانش کرده بودم ، گاهی در داخل کیفم می گذاشتم و با خود به این طرف و آن طرف می بردم .

آن ورقه را هنوز دارم اما دوست دارم قطعه نوشته ی دیگری هم به آن بیافزایم .

چندخط پایین  قسمت هایی از صحبت های محمدرضا در وبلاگش است . پسندیدم و امیدوارم ناراحت نشود . البته فقط چند خط از آن  !

ادامه ی مطلب

راشومون : کدامیک راست می گویند ؟

راشومون : کدامیک راست می گویند ؟

راشومون را هفته پیش دیده ام . دومین فیلمی است که من از کارگردان نام اشنای ژاپنی Akira Kurosawa دیده ام .

شاخص ترین ویژگی فیلم پلات آن است . چهار ماجرا تعریف می شود و نتیجه ای حاصل نمی شود .

یک سارق با بازی توشیرو میفونه ماجرایی را برای ما تعریف می کند درحالیکه در مقابل قاضی ای نشسته که صورت او را هرگز نمی بینیم . ادامه ی مطلب

دوست داشتنی ها : شماره دوم

دوست داشتنی ها : شماره دوم

1 –  

این جمله را از یکی از مطالب شاهین کلانتری خواندم و بسیار دوست داشتم . البته جملات قصار در دفعات اول تاثیر زیادی دارد و بعد از مدتی چون به آن عادت می کنیم ، اثربخشی اش بر زندگی و نگرش ما کم رنگ می شود . اما جوهر این یکی از ذهن من هنوز پاک نشده است .

عشق احساسی است که تو را به حرکت وا می دارد .

ادامه ی مطلب

درخت دیجیتالی من : شاخه اول

در فکر این بودم یکسری منابع مجازی (دیجیتالی ؟ ) که از ان استفاده می کنم را برای شما هم به اشتراک بگذارم . هم انگیزه ای برای خودم می شود ، هم شاید شما هم به مورد مناسبی برخورد کنید که در زندگیتان تاثیری داشته باشد . برای من اینها خیلی عزیز هستند . بدون اینها کاملا احساس بی سوادی می کنم و روزم شب نمی شود . البته از بعضی از آنها پراکنده تر استفاده می کنم . اما چیزی که قطعیت دارد این است که اینها بخش بزرگی از من هستند .

این منابع کاملا طبق سلیقه و هدف گذاری های من هستند و طبیعتا با صیقل خوردن من در طی زمان ، این احتمال وجود دارد که این منابع هم دستخوش تغییر شوند . ( خیلی رسمی نوشتم ! )
ادامه ی مطلب

سیاهه ای دیگر

سیاهه ای دیگر

این هم سیاهه ای دیگر . یک نوشته ی دیگر افزون بر همه نوشته های قبلی . سطحی ترین لایه ی نوشته هایم . باز نوشتم ، باز می نویسم . به آسمان نمی رسم ، اما نزدیک تر می شوم . به اکسیژن نمی رسم اما خودم را از گرمای آن پایین راحتی بخشیده ام .

چراغ مطالعه کنار میزم نور زرد می پراکند . همه ی کاغذ های سفید ، به مانند اجدادشان ، کاغذ های کاهی می شوند .آن وقت است که با قدرت تخیل ، آن رایحه ی خوش کاغذها را هم به دنیای واقعی می آورم .

خطم را ندیده اید ! هیچ تفاوتی با آن موقع که 8 ساله بودم ، ندارد .

از کوتاهیم دلخور می شوم ، اما ادامه می دهم . نمی توانم اما ادامه می دهم .


سه صدا همیشه در وجودم جایگاهی خاص دارند . اولی صدای تپش قلبم است . بسته شدن سه لختی و دو لختی . بسته شدن سمی لونار ها .

دومی صدای تیک تاک ساعت است . به جلو ، جلو .

سومی صدای نوشتن است . صدای زخم های عمیق کاغذ . صدای شلیک بی مهابای خودکارم . آخری اما آن چنان هم تراژدی نیست .

از هر دو صدای دیگر ، پایدارتر است . با وفاتر است .

طنین بله رضایت

طنین بله رضایت

دلم برای دیارم تنگ شده است . تعلق خاطر دارم به جایی که نمی دانم کجا آن را جا گذاشته ام .

یک نهال را در ذهنم متصور می شوم . آواز گنجشک ها ، شیرینی رویش یک لبخند …

چشمانم هم به یاریم می آیند . چه صحنه فرحناکی ! کشیده شدن دو سوی یک لب و طنین بله رضایت .

سراب نیافتن یک تصویر که خبر از بازگشت مسافر دارد . پخش شدن جوهر آبی بر روی زردی کاغذ که اشک های دلش را می نویسد …

این سرزمین هرز نیست ، بی آب و علف نیست . فقط همه اهالیش مسافر شده اند …

پی نوشت :

تصویر بالا ، یکی از تابلو نقاشی های فریدا کاهلو است که در آن خود او را می بینیم .

جایی خواندم 3 بارداری ناموفق داشته و این 3 حیوان نوعی نماد این کودکان هرگز دنیا ندیده هستند .

سرزمین هرز  ( The Wasteland )  یکی از مجموعه شعر های تی اس الیوت است که امیدوارم به زودی فرصت خواندن را بدست بیاورم .

لحظه نگار : و باز جوانه ها

کم کم احساس می کنم وبلاگ را به گلخانه تبدیل کرده ام . اما مگر نمی گویند باید از دغدغه ها نوشت ؟ خب دغدغه ام فعلا این ها شده اند !

ادامه ی مطلب